بازرگانی

ایران آینده و مثلث بحران؛ از ابرچالش‌های اقتصادی تا انسداد سیاسی

«وقتی انسان در حرکت است، همیشه برای حرکت خود منظور و هدفی اختراع می‌کند. برای آنکه انسان هزار ورست طی کند باید تصور کند در انتهای این هزار ورست چیز خوبی وجود دارد. برای اینکه قدرت حرکت داشته باشد باید سرزمین موعودی را در نظر داشته باشد.» («جنگ و صلح»، لئو تولستوی)

۱- ایران آینده، ایران پس از تفاهم و توافق، چگونه ایرانی است و یا بهتر آنکه دوست داریم چگونه ایرانی باشد؟! شاید طرح این پرسش هنوز کمی زود به نظر رسد چرا که به قولی «هنوز نه به بار است و نه به دار»؛ واقع اما آنکه زمان برای ایرانیان به سرعت و سختی می‌گذرد و هر لحظه آن با اضطرابی همراه است. افقی که علیرغم امضای تفاهمی که امید است صلح و ثبات به ارمغان آورد، هنوز مبهم است و فیصله‌بخش ابرچالش‌ها نیست. تعلیق و ابهامی که روح و روان و جان و مال انسان ایرانی را مستهلک کرده است. چنان‌که ابربحران تورمی کشور، حکایت از ورود اقتصاد به آستانه‌هایی می‌کند که اگر هرچه سریع‌تر برای آن چاره‌اندیشی نشود، کنترل وضعیت شاید ناممکن شود. این رکوردشکنی تورمی در کنار رشد منفی اقتصادی، بیانگر رکود تورمی عمیق اقتصاد کشورمان است.

آنچه شاید در این میان بسیار نگران‌کننده است علاوه بر درد و رنج و آسیب‌های عظیمی که بر اقشار و گروه‌های پایینی اجتماع به سبب این فقر پیش‌رونده وارد می‌شود، تضعیف شدید لایه میانی جامعه یا همان «طبقه متوسط» است. دوقطبی شدن جامعه ایران و تضعیف طبقه متوسط سبب افزایش تنش و بی‌ثباتی اجتماعی و تعلیق توسعه خواهد شد که قانون‌گرایی، برنامه‌ریزی و مشارکت مدنی از مبانی آن است.

۲- برخلاف اقتصادهای متعارف که رشد معقول و باثبات دارند و حدود نیمی از جمعیت کشور در آنها شاغلند، اقتصاد ایران اسیر رشدهای پایین و پرنوسان است و از جمعیت ۸۷ میلیونی کشور کمتر از یک‌سوم جمعیت فعالند و رفاه خانوارها به‌جای آنکه حاصل خلاقیت و نوآوری و بهره‌وری در تولید باشد از طریق فعالیت‌های متکی به منابع ارزان انرژی و انحصار و توزیع درآمدهای منابع طبیعی از سوی دولت تأمین می‌شود. دولتی که در قالب «وارونگی حکمرانی» از ایفای کارویژه‌های اصلی خود وامانده است.

از منظر اقتصادی که در ربط با ساختار سیاسی است، مشکل اقتصاد ایران و ناکارآمدی شدید آن ناشی از بگیر و ببندها و فقدان آزادی و رقابت و اعمال سیاست‌های دستوری است. اقتصادی که در شاخص آزادی در جایگاه ۱۶۹ بین ۱۷۶ کشور جهان قرار دارد، یقیناً رو به حضیض می‌رود.

۳- بحران‌های امروز ایران در حوزه‌های مختلف سوای علل و عوامل مختلف منطقه‌ای و جهانی و آرمانی و ایدئولوژیک، بی‌ربط با صف‌بندی‌های اقتصادی و سیاسی در داخل نیست. اکنون اما با ابرچالش‌های اقتصادی داخلی و تحولات عمیق اجتماعی ایجاد شده در کشور و در روابط و مناسبات جهانی تداوم وضعیت گذشته امکان‌پذیر نیست. در واقع تداوم حیات همزمان این دو سویه متضاد اقتصاد ایران یا زیست دوگانه اقتصادی در یک بستر سیاسی ناممکن به نظر می‌آید و امر سیاستگذاری را در قالب امری ناپایدار و موقتی و کوتاه‌مدت رقم می‌زند که امکان تخیل هیچ سناریویی را برای آینده این سرزمین نمی‌دهد.

بر این اساس امروز جامعه ایران برای گذر از وضعیت بس ناگوار اقتصادی بیش از هر زمان دیگری نیازمند «راه‌حل سیاسی» است که از مسیر «گشودگی»، پایه‌های اتحاد و انسجام ملی را مستقر و مستحکم کند. آینده ایران در گرو حل سه بحران «ابرچالش‌های اقتصادی»، «انسداد سیاسی» و «فرسودگی سرمایه اجتماعی» است. در مرکز این مثلث «مردم» قرار دارند. تحقق چنین ایرانی که نه صرفاً برساخته‌ای ذهنی بلکه عینیتی واقعی باشد، نیازمند اراده و برنامه نظام حکمرانی و فکر و تلاش همه ایرانیان با هر فکر و عقیده و زبان و مذهب و قوم و قبیله‌ای است که امید است چنین شود!

منبع: https://news.tccim.ir

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 + 4 =

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا