آینده نگر
«تصور کنید ۶ تکه لگو دارید، همان آجرهای مستطیلی دو در چهار که وقتی بچه بودید ساعتها با آنها سرگرم میشدید. حالا میتوانید حدس بزنید چند ترکیب مختلف میتوانید با این ۶ آجر پلاستیکی کوچک خلق کنید؟ پاسخ این است: ۹۱۵ میلیون. متوجه شدید با اینکه لگو اسباب بازی کودکان است، لازم نبود کسی برایتان توضیح دهد که چیست؟ این به این خاطر است که آجرهای پلاستیکی مشهور لگو بیش از ۶۰ سال قدمت دارند. امروز هم نزدیک به ۱۰۰ میلیون کودک در ۱۴۰ کشور مختلف با اسباببازیهای لگو بازی میکنند.» آنچه خواندید آغاز مطلبی است که در سایت سیامجی منتشر شده، یک شرکت مشاوره مالی که به صورت اختصاصی بر روی کسبوکارهای خانوادگی تمرکز دارد و به آنها مشاوره میدهد. کسبوکارهای خانوادگی از آن تجارتهایی هستند که مثل تیغ دودم عمل میکنند؛ همان اتحاد خانوادگی که میتواند سبب رونق کار شود و دست سایرین را هم از منافع شرکت کوتاه نگه دارد، بسیار محتمل است که تبدیل به نقطه ضعف شرکت شود و در گذر زمان تنها سایهای از موسسان اولیه بماند با نسل تازهای که در واقع چیزی از آن تجارت نمیدانند. اما در خانواده کرک کریستیانسن، تجارت همیشه در سویه روشن ماند و به راهش ادامه داد. آنچه در اینجا میخوانید برگرفته و ترجمه از همان مطلب سایت سیامجی است.
شاید غافلگیر شوید که بدانید لگو، بزرگترین تولیدی اسباببازی دنیا به لحاظ سود و فروش، یک کسب و کار خانوادگی است: خانواده کرک کریستیانسن از دانمارک. لگو حالا بیش از ۱۷ هزار کارمند در سراسر دنیا دارد و کارخانههای تولیدیاش از دانمارک تا چین و مجارستان و مکزیک گستردهاند و دفاتر فروشش هم در آمریکا، لندن، شانگهای و سنگاپور. این آجرهای کوچک راه درازی را پیمودهاند. چهچیزی سبب شده تا لگو و خانواده کرک کریستیانسن حدود ۹۰ سال به این موفقیت ادامه دهند؟
چطور اسباببازیِ به این کوچکی اینقدر بزرگ شد؟
آنچه در طول زمان تبدیل به شرکتی عظیم شد مانند بسیاری از کسب و کارهای خانوادگی شروعی ساده داشت. لگو با یک دانمارکی جوان به نام اوله کرک کریستیانسن آغاز شد که در میانه دوران رکود بزرگ اقتصادی بود: سال ۱۹۳۲. اوله در بیلاند زندگی میکرد، شهر کوچکی در منطقه روستایی یوتلاند. او از خانوادهای تهیدست بود و ۹ خواهر و برادر داشت. کسبوکار نجاری اوله در آن اوایل بیشتر متمرکز بر تعمیر ساختمانهای قدیمی و ساخت ساختمانهای جدید بود، او همچنین برخی از لوازم منزل را هم میساخت، چیزهایی مثل نردبان و میز اتو. اما رکود بزرگ میزان تقاضا برای این محصولات را کاهش داد، پس اوله به دنبال جایگزینی گشت. او شروع کرد به ساختن اسباببازیهای چوبی از جمله قلک، یویو، کامیون اسباب بازی، اقلامی که میزان تقاضا برای آنها باثبات ماند و البته در کنارش ساخت برخی از همان اقلام مورد مصرف خانهها را هم ادامه داد.
خیلی زود اوله در کارخانه مسابقهای برای تعیین اسم برگزار کرد اما در سال ۱۹۳۴ خودش بود که اسم را پیدا کرد. لگو از تلفیق دو کلمه دانمارکی ساخته شده: leg godt یعنی: بازی خوبی داشته باشی (معنای لگو در لاتین معادل است با «سرهم میکنم» یا «کنار هم میگذارم». اوله موقع انتخاب اسم برای شرکتش در جریان این قضیه نبود که بعدها این اسم چقدر بامسما خواهد بود).
آجرهای لگوی اولیه همه چوبی بودند تا اینکه در سال ۱۹۴۷ شرکت ماشین تزریق پلاستیک خرید. ۳ سال بعد، اوله سکته کرد و خانواده به این نتیجه رسید که تکلیف وضعیت وراثت را روشن کند. اوله تصمیم گرفت که یکی از سه پسرش یعنی گادفرد کرک کریستیانسن (که آن موقع یکی از مدیران عملیاتی شرکت بود) رفتهرفته کار رهبری لگو را در دست بگیرد. سال ۱۹۵۰ او گادفرد را به جایگاه قائممقام شرکت ارتقا داد و مسئولیتهای بیشتری به او محول کرد. گادفرد سال ۱۹۵۷ که به میراث پدرش رسید رسما مدیرعامل شرکت شد. شرکت پس از ۲۵ سال به دست نسل بعد سپرده شد. در این میان شرکت در حال کار بر روی سیستم بازی بود، یعنی سیستمی که در آن هریک از تکههای لگو میتوانست روی دیگری سوار شود و هرچه قطعات بیشتری میداشتید میتوانستید چیزهای بیشتری هم بسازید. این آجرهای پلاستیکی آشنایی که در هم چفت میشوند و برای بسیاری از ما شناخته شدهاند، در سال ۱۹۵۸ توسط گادفرد به بازار معرفی شدند و امتیازشان ثبت شد. متاسفانه اوله آنقدر عمر نکرد که این روز را ببیند. او چند ماه قبل از معرفی لگوهای تازه از دنیا رفت.
روند گسترش جهانی لگو از زمان گادفرد شروع شد. هرچند اسباببازیهای این شرکت در همان موقع هم تا نروژ و سوئد رسیده بودند اما او کارش را بر رساندن این اسباببازیها به قفسه فروشگاهها در دیگر کشورهای اروپایی متمرکز کرد و کارش هم از آلمان شروع شد. گادفرد همچنین تا سال ۱۹۶۱ لگو را وارد بازار ایالات متحده کرد. تا سال ۱۹۷۴ گروه لگو زیرمجموعهاش را در کنتیکت به راه انداخت و تولید لگو در ایالات متحده از اوایل دهه ۸۰ آغاز شد.
مدیری از بیرون
یکی از دیگر شاخصهای رشد شرکت در سال ۱۹۷۳ ظاهر شد. سالی که خانواده کرک کریستیانسن یک مدیر خارج از خانواده را به عنوان مدیرعامل لگو به کار گماردند تا به عنوان پل گذری از دوران گادفرد به دوران پسرش کیلد کرک کریستیانسن عمل کند. وان هولک اندرسن شش سال به عنوان رئیس شرکت ایفای نقش کرد تا اینکه کیلد برای به دست گرفتن رهبری لگو آماده شد.
کیلد از کودکی به همراه خواهرش موقع آزمودن میزان شوقانگیزی محصولات لگو حضور داشت و حتی تصویرش هم در دهه ۵۰ بر روی برخی از جعبههای لگو ظاهر شد. او بعدها مدرک مدیریت کسبوکارش را گرفت و قبل از پیوستن به تیم مدیریتی لگو در دانمارک (۱۹۷۷) مدتی در گروه مدیریتی شرکت در سوئیس کار کرد. دو سال بعد کیلد، در ۳۱ سالگی، کار را از هولک تحویل گرفت. او تا ۲۵ سال بعد، رهبری لگو را در دست داشت.
کیلد یکی از چهرههای اصلی ایجاد تغییرات گسترده ملموس در لگو بود، یکی از این تغییرات این بود که Duplo را تبدیل به برندی مستقل کرد (بخشی از شرکت لگو که از سال ۱۹۶۹ مشغول ساخت قطعات اسباببازی و آجرهای پلاستیکی است) و یکی از تغییرات دیگر سرعت بخشیدن به روند جهانی شدن شرکت بود. لگو تحت رهبری او تا اوایل دهه ۹۰ گامهای بزرگی در بازار بینالمللی برداشت. در زمان مدیریت کیلد، خانواده سرشناس دانمارکی به نقشش در نظارت بر امور روزمره شرکت ادامه میداد و اعضای خانواده به نفع نسلهای آیندهشان برای نوع کنترلشان بر شرکت با یکدیگر متحدتر میشدند. کرکبی، شرکت سرمایهگذاری خاندان کرک کریستیانسن در همین راستا در دهه ۸۰ تاسیس شد. امروز کرکبی مالک ۷۵ درصد از شرکت لگو است، بنیاد خیریه لگو هم مالکیت ۲۵ درصد باقیمانده را در اختیار دارد. کرکبی همچنین مالک طیف گستردهای از سهام سایر شرکتها است و صاحب ۳۰ درصد از سهام شرکت مرلین اینترتینمت، مالک پارکهای لگولند.
دستانداز
اوایل دهه ۹۰ بود که لگو با مشکلات مالی برخورد کرد، مشکلاتی که ناشی از مجموعهای از مسائل بودند. یکی از این مشکلات پایان دوره زمانی حق ثبت اختراع آجرهای پلاستیکی لگو بود و دیگری رو به افزایش گذاشتن محبوبیت بازیهای دیجیتال. تا سال ۱۹۸۸ گروه لگو برای نخستین بار از زمان تاسیسش گزارش کمبود بودجه داد و خانواده هم یکی را خارج از دایره خودشان وارد بازی کرد. پاول پلاگمان قرار شد به عنوان مدیر مالی لگو مشغول به کار شود. اما این زخم التیام نیافت. سال ۲۰۰۴ خانواده یک مدیر اجرایی جدید را جذب کرد. یورگن ویگ نادستروپ، خیلی زود به مدیران شرکت در مورد میزان اضطراری بودن شرایط گزارش داد: «ما روی یک تخته مشتعل ایستادهایم.»
استخدام نادستروپ کار خودش را کرد. او خیلی زود وضع شرکت را از این رو به آن رو کرد و بعد هم در عرض ۱۰ سال میزان فروش شرکت چهاربرابر شد. او گفته است که هرچند تمامی تصمیمات بزرگ و مهم را با خانواده در میان میگذاشته است اما مالکان شرکت به او اعتماد داشتهاند که هرکاری میکند در جهت منافع حداکثری لگو است.
در طول سالیان متمادی، لگو هرگز بهدور از چالش نبوده است. رشد محبوبیت بازیهای دیجیتال و آنلاین و ورشکستگی اسباببازیفروشیهایی مانند Toys R Us به این معنا بود که شرکت باید به خلاقیت و مطابق شدن با زمانه پایبند بماند تا بتواند همچنان دست پیش را داشته باشد. برای همین است که با گذشت اینهمه سال و حالا که لگو همچنان شناختهشده، موفق و محبوب مانده است میتوان گفت که لگو، تولیدکننده آجرهای پلاستیکی ساده هنوز هم یکی از اسباببازیسازان پیشرو در دنیا است. این شرکت اسباببازیهای فیزیکیاش را با بازیهای دیجیتال درهم آمیخته و اپلیکیشن موبایلی دارد و در حال آزمایش برای ورود به دنیای واقعیت افزوده (augmented reality) است. لگو راهش را به سوی آسیا باز کرده و به صورت ویژه بر روی چین تمرکز دارد. بعد از چین برنامه پیشروی به سمت هند و بعد هم خاورمیانه است.