مجید هاتفی مجومرد، محسن مهرآرا/آینده نگر
حباب افزایش قیمت دارایی در یک فرایند مستمر است که در آن، افزایش اولیه قیمت انتظار افزایشهای آتی قیمت را به دنبال دارد و منجر به جذب خریداران جدید میشود. براساس مقبولترین تعریف حباب، اگر قیمتهای دارایی از قیمت مبنای آن منحرف شود، میتوان گفت حباب وجود دارد. اما معمولا پس از مدتی، این افزایش و انحراف قیمت با انتظارات معکوس و در نتیجه کاهش ناگهانی قیمت همراه است که اغلب زمینهساز بحرانهای مالی میشود. بحرانهای مالی و حبابهای قیمت دارایی ارتباط بسیار نزدیکی با یکدیگر دارند. بازارهای مالی عموما بحرانهای مالی را تجربه کردهاند که منشا آن ناشی از رشد و انفجار یک حباب قیمت دارایی بوده است. در این زمینه نمونههای قابلتوجهی وجود دارد. از این میان، میتوان به حبابهای قرن ۱۷ هلند، دریای جنوبی انگلستان در قرن ۱۸، راهآهن مانیا در دهه ۱۸۴۰، ملبورن در دهه ۱۸۹۰ و حباب دهه ۱۹۲۰ که در اکتبر ۱۹۲۹ بهناگهان متوقف شد اشاره کرد. از حبابهای دیگر نیز میتوان به حبابهای ژاپن در اواخر دهه ۱۹۸۰ و اوایل دهه ۱۹۹۰، چندین اقتصاد آمریکای لاتین در دهه ۱۹۸۰، اقتصاد آسیای جنوب شرقی در اواخر دهه ۱۹۹۰، بحران روسیه در اواخر دهه ۱۹۹۰، بحران داتکام و چندین حباب قیمت مسکن اشاره کرد که در یک سری از اقتصادهای صنعتی در بحران مالی بینالمللی ایجاد شده است. در همین مسیر، مجید هاتفی مجومرد و محسن مهرآرا تحقیقی را انجام دادهاند که با عنوان «مهاجرت حباب میان بازار ارز و بازار مسکن» در شماره ۷۷ فصلنامه «پژوهشنامه اقتصادی» دانشگاه علامه طباطبایی منتشر شده است.
***
آنچه در همه حبابهای تاریخ اقتصادهای کشورهای جهان مهم است وجود ویژگیهای مشترک در همه آنهاست. در همه موارد، افراد ابتدا برای تولید حباب تلاش میکنند و در ادامه، منجر به از بین رفتن آن میشوند. در مراحل اولیه حباب، طرفداران سرمایهگذاری بیشتر در دارایی، این اطمینان را ایجاد میکنند که «این بار روند متفاوت خواهد بود» اما حبابها بهطور ذاتی تمایل به انفجار دارند و تنها تفاوت در دیر یا زودتر منفجرشدن برخی از دیگری است. برای مثال، حبابهای قیمت مسکن اغلب عمر طولانی دارند.
کشف حبابهای قیمت در مطالعات اقتصادی بهصورت گستردهای بررسی شده است. با وجود گسترش مطالعات در حیطه وجود حباب که بعد از بحران مالی سال ۲۰۰۸ بسیار شیوع پیدا کرده است، مقالات اندکی به بررسی انتقال حباب بین بازارهای مختلف متمرکز شدهاند. برخی محققان بر این باورند که حبابهای قیمت دارایی در کشورها و در بازارهای مختلف میتوانند به یکدیگر مرتبط باشند و از یکدیگر نشات بگیرند. به عبارت دیگر، ساختارهای درهمتنیده اقتصادهای امروزی باعث میشود تا زیان در یک بخش بهسرعت به بخش دیگر اقتصاد سرایت کند. شواهد تجربی نشان دادهاند که بازارها از یکدیگر جدا نیستند و حرکتهای آنها در یک فضای جدا از یکدیگر صورت نمیگیرد. در این راستا، بررسی و تحلیل سرایتپذیری تلاطم در میان بازارها چند دههای است که بهصورت بسیار کاربردی مورد تاکید و بررسی نظریهپردازان و پژوهشگران حوزههای مختلف قرار گرفته است. برای مثال، برخی محققان حباب داتکام، حبابهای قیمت مسکن در دهه ۲۰۰۰ و بحران رهنی ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ را به یکدیگر مرتبط میدانند. این محققان با استفاده از یک مدل تعادل عمومی نشان دادهاند که این حبابها بهطور پیوسته از طریق انتقال حباب به یکدیگر مرتبط هستند. در چنین مطالعاتی، محققان انتقال حباب در بازار مسکن، بازار نفت خام و بازار اوراق قرضه را بررسی کردهاند.
مطالعات انجامشده در ایران نیز حاکی از وجود حباب در بازارهای مختلف چون سهام، طلا، ارز، مسکن و نفت است. همچنین بازارها بر یکدیگر اثرگذار هستند و قادرند تا روند نوسانی خود را به دیگر بازارها منتقل کنند. تاریخ اقتصاد ایران نشان داده است که تحولات جهشی قیمت مسکن، بازار سرمایه، سکه و طلا و نرخ ارز موازی با یکدیگر حرکت میکنند و این فرایند بهصورت ادواری تکرار میشود. به عبارت دیگر، ارتباط این بازار بهصورت زنجیروار بوده و علاوه بر تاثیرگذاری بر یکدیگر از هم اثرپذیر نیز هستند. با توجه به فضای پیچیده بازارهای مالی و اقتصادی و ارتباط تنگاتنگ این بازارها با یکدیگر و همچنین نیاز حیاتی به پیشبینی سناریوهای مالی و اقتصادی آتی و اینکه تاکنون هیچ مطالعه داخلی به بررسی سرایت و انتقال حبابهای بازارهای مالی و اقتصادی به یکدیگر اقدام نکرده است، مطالعه حاضر بر آن است تا به بررسی انتقال حبابهای مالی بین بازارهای ارز و مسکن بپردازد. تفاوت مطالعه حاضر با مطالعات مشابه انجامشده در زمینه حباب این است که انتقال حباب بین بازار ارز و مسکن را مورد بررسی قرار داده است.
مفهوم حباب از اوایل قرن ۱۷ میلادی وارد ادبیات اقتصادی شده است. اما مفهوم حباب بهشکل امروزی آن اولین بار تولید شیلر بیان شد. شیلر این ایده را بیان کرد که قیمت دارایی میتواند از مقدار حقیقی خود منحرف شود. از آن زمان تاکنون دوران حبابی متعددی در دنیا رخ داده و اثرات زیانبار زیادی نیز از خود برجا گذاشته است. چنانکه گفته شد، یکی از این حبابها در بازه زمانی ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۰ در بازار اینترنت آمریکا رخ داد. اثرات این دوره حبابی تاحدی زیاد است که به «جنون داتکام» معروف شد. تئوری حبابهای عقلایی نشان میدهد که حتی با وجود انتظارات عقلایی نیز امکان انحراف قیمت دارایی از قیمت پایه آن وجود دارد. محققان بر این باورند که سفتهبازی یکی از مهمترین دلایل انحراف قیمت دارایی از قیمت پایه آن است. محققان دیگری در چین نشان دادهاند که در حالت وجود همزمان انتظارات ناهمگن و محدودیتهای فروش کوتاه، اگر سرمایهگذاران انتظار فروش دارایی خاصی را در قیمتی بیش از قیمت حاضر داشته باشند، ممکن است مجبور به پرداخت قیمت بیش از حد برای یک دارایی شوند. بر همین اساس، قیمتهای دارایی میتواند شامل عنصر سفتهبازانه شود.
با توجه به وقوع بحرانهای متعدد مالی در سطح دنیا، بررسی حبابهای مالی سالهاست که هم در حیطه نظری و هم حیطه تجربی موضوعی جذاب برای اقتصاددانان به شمار میرود و در بازارهای مختلف بررسی شده است. در اواخر دهه ۲۰۰۰ که قیمتهای مسکن در آمریکا ابتدا افزایش شدید قیمت پیدا کرد و سپس کاهش شدید را تجربه کرد، این رخداد منجر به ایجاد ابهامات زیادی در نظریههای گذشته و ارائه بحثهای متعدد شد. این موضوع را میتوان ناشی از ابزار بودن داراییهای کلیدی در بازار مشتقه دانست. برخی محققان بیان میکنند که شکست در بازار (انحراف قیمت دارایی از قیمت پایه) که مانع از توانایی بازار برای تصحیح قیمتها خواهد شد با احتمال بیشتری در بازار مسکن قابلیت وقوع دارد چراکه در این بازار هزینههای معامله بسیار بالا و فروش کوتاهمدت در آن بسیار نادر است. این بدان معنی است که دورههایی از ناکارایی قیمت و بهخصوص دورههایی با رفتار حبابگونه در این بازار وجود خواهد داشت.
بازار ارز نیز یکی دیگر از بازارهای مهم در هر اقتصادی است که نقش اساسی در عملکرد یک اقتصاد ایفا میکند. هرگونه تغییر در قیمت ارز از طریق تغییر در قیمت نسبی کالاهای داخلی در مقایسه با کالاهای خارجی منجر به ایجاد تغییر در قدرت رقابتپذیری محصولات تولیدی داخل و افزایش یا کاهش در میان صادرات و واردات کشور خواهد شد.
بازار ارز و مسکن دو بازاری هستند که امکان وقوع حباب در آنها میتواند اثرات زیادی بر اقتصاد هر کشور برجا بگذارد. حال سؤالی که ایجاد میشود این است که آیا امکان انتقال حباب از بازار ارز به مسکن یا برعکس وجود دارد. بعد از پایهگذاری تدریجی سیستم مالی مدرن و وقوع بحرانهای مالی متعدد، بخش املاک و مسکن ارتباط بسیار مستحکمی با سایر بخشهای مالی برقرار کرده است و از این رو، بر کل اقتصاد داخلی و جهانی اثرگذار است. یکی از بازارهای مالی که امکان اثرگذاری و اثرپذیری از بازار مسکن را دارد، بازار ارز است. اغلب چنین استدلال میشود که بازارهای املاک و مستغلات حتی بیش از بازار ارز مستعد حبابی شدن هستند چراکه این بازارها تحت تاثیر خانوار محدودیتهای فروش کوتاهمدت و اغلب آربیتراژ دارند. بنابراین امکان انتقال حباب بین این دو بازار را میتوان امری محتمل دانست که با توجه به اثرات آن بر اقتصاد کشور، نیاز به بررسی کامل دارد. مطالعه حاضر بر آن بوده است تا انتقال حباب بین بازارهای ارز و مسکن را در ایران بررسی کند.
دستاوردهای تحقیق: انتقال حباب در برخی دورهها
آنچه بهتازگی توجه محققان زیادی را به خود جلب کرده است، انتقال و مهاجرت حباب در بازارهای مختلف مالی است چراکه برخی از محققان بر این باورند که حبابهای قیمت دارایی در کشورها و در بازارهای مختلف میتوانند به یکدیگر مرتبط باشند و از یکدیگر نشات بگیرند. به عبارت دیگر، ساختارهای درهمتنیده اقتصادهای امروزی باعث میشود تا زیان در یک بخش بهسرعت به بخش دیگر اقتصاد سرایت کند. در این تحقیق، بر اساس روش علمی فیلیپس و همکاران برای کشف و تاریخگذاری حباب و سپس از روش ارائهشده توسط گومز گوندالس و همکاران برای بررسی انتقال حباب از بازار ارز به بازار مسکن و از بازار مسکن به بازار ارز استفاده شده است. نتایج حاصل از این مطالعه در قسمت کشف و تاریخگذاری حباب حاکی از وجود هفت دوره حبابی برای بازار ارز و هفت دوره حبابی برای بازار مسکن در ایران است. در این راستا، چهار فرضیه برای انتقال حباب از بازار ارز به مسکن و برعکس تعریف شد که نتایج حاصل از آزمون فرضیهها نشان داد که فقط یک فرضیه پذیرفته شده است. بر این اساس، حباب اول مسکن (از فروردین ۱۳۸۶ تا اردیبهشت ۱۳۸۷) منجر به ایجاد حباب اول در بازار ارز (تیر ۱۳۸۶ تا اردیبهشت ۱۳۸۷) شده است. با توجه به اینکه نتایج حاصل از بررسی فرضیههای دوم تا چهارم حاکی از عدم تایید انتقال حباب بین بازار و ارز و مسکن بود، بنابراین معنیدار نبودن مهاجرت حبابها را میتوان به ثبات بازار ارز یا تحولات در بازارهای مالی دیگر چون سهام نسبت داد. به نظر میرسد در دورههای که اقتصاد کشور دسترسی کمتری به درآمدهای ارزش دارد، احتمال ایجاد حباب ارز و مهاجرت آن به بازار مسکن و برعکس افزایش مییابد. به محققان پیشنهاد میشود که انتقال حباب بین مجموعه وسیعتری از بازارهای مالی مانند ارز، مسکن، طلا و سهام را بررسی کنند. به سیاستگذاران نیز پیشنهاد میشود که با توجه به سیکلهای انتقال حباب بین بازارهای مالی مختلف به سیاستگذاری در این زمینه اقدام کنند. به عبارت دیگر، با توجه به پیشینه تاریخی انتقال حباب، در زمان حبابی بودن یکی از بازارهای مالی زمینه را برای بروز نکردن حباب در بازار متعاقب آن فراهم کنند یا حتی زمینه را برای انتقال و هدایت حباب به بازار هدف فراهم کنند.
منبع:وبسایت اتاق بازرگانی ،صنایع،معادن و کشاورزی تهران