گفتوگو با دکتر محمدجواد بناءزاده| تحلیلگر بازارهای مالی و مهندسی مالی
-
چشمانداز صنعت مس در ایران چیست؟
چشمانداز صنعت مس در ایران، بسیار روشن و درعینحال نیازمند اقدامات اساسی است. ما با یک تناقض جذاب روبرو هستیم؛ از یک سو، ایران بهعنوان یکی از دارندگان ذخایر عظیم مس در جهان شناخته میشود که بر اساس آخرین برآوردها، مجموع ذخایر قطعی و احتمالی کشور بیش از ۶۶ میلیون تن مس محتواست. این جایگاه، ایران را به یک قطب بالقوه و استراتژیک در صنعت جهانی مس تبدیل کرده است.
اما ازسویدیگر، وقتی به آمار تولید نگاه میکنیم، این شکاف عمیق خود را نشان میدهد. بر اساس دادههای سازمان زمینشناسی آمریکا و گزارشهای داخلی، تولید کنسانتره مس ایران در سالهای اخیر در محدوده حدود 320 تا ۳۵۰ هزار تن مس محتوا در نوسان بوده است و تولید مس پالایششده (کاتد) نیز سالانه بیش از 300 هزار تن برآورد میشود.
حال اگر این اعداد را در کنار ذخایر عظیم کشور قرار دهیم، به این نتیجه میرسیم که نسبت تولید معادن به ذخایر موجود در ایران، تنها ۰.۵ درصد است. این رقم در سطح جهانی به طور متوسط ۲.۳ درصد و حتی در کشوری مانند چین که ذخایر غنی ندارد؛ اما صنعت فرآوری قدرتمندی ساخته، به ۴.۴ درصد میرسد. بهعبارتدیگر، اگر ایران با همین سرعت فعلی پیش برود، بیش از ۲۰۰ سال برای بهرهبرداری از تمام ذخایر خود زمان نیاز دارد، درحالیکه میانگین جهانی حدود ۴۵ سال است.
این شکاف عمیق بهخوبی نشان میدهد که ما در بخش بهرهبرداری و توسعه پروژههای فرآوری، متناسب با حجم ذخایر خود پیش نرفتهایم. ما به یک جهش جدی در توسعه معادن و تکمیل زنجیره ارزش نیاز داریم تا بتوانیم سهم واقعی خود را در بازار رو به رشد جهانی مس که با کمبود عرضه مواجه خواهد شد، بهدرستی ایفا کنیم. مس یک دوره طلایی دارد و اکنون مس نفت دیروز است.
-
مهمترین فرصتهای سرمایهگذاری این صنعت کداماند؟
مهمترین فرصتهای سرمایهگذاری را میتوان در سه حوزه اصلی طبقهبندی کرد که هر کدام بهنوعی پاسخگوی نیازهای آتی بازار و شکافهای موجود در زنجیره ارزش هستند.
حوزه اول، سرمایهگذاری در بخش اکتشاف و افزایش ظرفیت معادن است. بر اساس تحلیلهای صورتگرفته، پیشبینی میشود که تقاضای جهانی مس با رشد چشمگیری مواجه شود و شکاف عرضه و تقاضا تا سال ۲۰۳۵ به حدود ۷.۵ میلیون تن برسد. در چنین شرایطی، هر کشوری که بتواند ذخایر خود را با سرعت بیشتری به تولید برساند، از یک موقعیت کمنظیر در بازار جهانی بهرهمند خواهد شد. این برای ایران که منابع عظیمی دارد، یک فرصت بیبدیل است.
حوزه دوم، توسعه صنایع پاییندستی یعنی ذوب و پالایش است. همانطور که اشاره کردم، نسبت تولید به ذخایر پایین است و این نشان میدهد که ما در فرآوری کانسنگهای خود هم عقب هستیم. سرمایهگذاری در احداث واحدهای جدید ذوب و پالایش، ضمن افزایش ارزش افزوده صادراتی، امنیت زنجیره تأمین کشور را نیز بالا میبرد و ما را از خامفروشی صرف فاصله میدهد.
و نهایتاً حوزه سوم که شاید کمتر به آن پرداخته شود، اقتصاد مدور و بازیافت مس است. مس این ویژگی استثنایی را دارد که میتواند بدون افت کیفیت، بارهاوبارها بازیافت شود. به این صنعت، «معدنکاری روی زمین» هم گفته میشود. در حال حاضر حدود ۲۸ درصد از کل مس پالایششده جهان از طریق بازیافت تأمین میشود و پیشبینیها حاکی از رشد یکمیلیونتنی مصرف قراضه تا سال ۲۰۲۹ است. سرمایهگذاری در زیرساختهای جمعآوری، جداسازی و فرآوری ضایعات مسی، علاوه بر مزایای اقتصادی، یک اقدام پایدار و هوشمندانه برای تأمین بخشی از نیاز آینده کشور است که از نظر زیستمحیطی نیز بسیار ارزشمند است.
-
آینده قیمت جهانی مس را چگونه میبینید؟
من آینده قیمت جهانی مس را صعودی و بسیار امیدوارکننده میدانم و شواهد متقنی هم برای این ادعا وجود دارد. آنچه بازار مس را در دهه آینده تحتتأثیر قرار خواهد داد، یک عدم تعادل بنیادین بین عرضه و تقاضاست.
در سمت عرضه، محدودیتهای جدی وجود دارد. عیار سنگهای معدنی در حال کاهش است و هزینههای استخراج و فرآوری به طور مداوم در حال افزایش است. علاوه بر این، سرمایهگذاری در پروژههای جدید معدنی با ریسکهای بالایی همراه است و زمان زیادی برای بهرهبرداری از آنها نیاز است. پیشبینیها نشان میدهد که تولید مس معادن در سال ۲۰۲۷ به اوج خود یعنی حدود ۲۴.۲ میلیون تن خواهد رسید و پس از آن، علیرغم توسعه پروژههای جدید، به دلیل کاهش تولید معادن قدیمی، روند نزولی در پیش خواهد گرفت و تا سال ۲۰۳۵ به ۱۹.۷ میلیون تن کاهش یابد.
اما در سمت تقاضا، شرایط کاملاً متفاوت است. ما شاهد یک موج عظیم از تقاضای جدید هستیم که عمدتاً ناشی از گذار جهانی به اقتصاد کمکربن است. خودروهای الکتریکی، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر مانند بادی و خورشیدی، و همچنین گسترش مراکز داده برای هوش مصنوعی، همگی مصرفکنندگان بزرگ مس هستند. تقاضا تا سال ۲۰۳۳ به اوج خود یعنی ۲۷.۳ میلیون تن خواهد رسید.
این رشد فزاینده تقاضا در کنار عرضه محدود، به معنای ایجاد یک مازاد تقاضای ۷.۵ میلیونتنی تا سال ۲۰۳۵ است که یک رکورد بیسابقه محسوب میشود. طبیعتاً چنین شکاف عمیقی بین عرضه و تقاضا، فقط میتواند به معنای افزایش شدید قیمتها باشد. در سناریوی خوشبینانه حتی میتواند از مرز ۱۷,۰۰۰ دلار عبور کند. این فقط یک پیشبینی نیست؛ بلکه منطق اقتصادی حاکم بر بازار است که این مسیر را ترسیم میکند.
-
نقش مس در اقتصاد سبز چیست؟
نقش مس در اقتصاد سبز را میتوان حیاتی، کلیدی و زیربنایی توصیف کرد و بهجرئت میتوان گفت که مس، ستون فقرات گذار انرژی است. وقتی از اقتصاد سبز یا کمکربن صحبت میکنیم، در واقع از یک فرآیند گستردهی الکتریکیسازی و افزایش کارایی انرژی حرف میزنیم. مس با ویژگیهای منحصربهفرد خود یعنی بالاترین رسانایی الکتریکی و حرارتی در میان فلزات غیرگرانبها، و همچنین قابلیت بازیافت کامل، در قلب این تحول قرار گرفته است.
اگر نگاهی گذرا به سه حوزه اصلی اقتصاد سبز بیندازیم، جایگاه مس کاملاً مشخص میشود. اولین و شاید مهمترین حوزه، خودروهای الکتریکی است. یک خودروی الکتریکی نسبت به یک خودروی بنزینی، تا 3.6 برابر مس بیشتری مصرف میکند. این مس در باتریها، موتورهای الکتریکی، سیمکشیها و حتی زیرساختهای شارژ به کار میرود. تا سال 2010 سهم مصرف خودروهای الکتریکی تقریباً صفر بود. در حال حاضر، سهم مصرف مس خودروهای الکتریکی از کل بازار به ۴.۸ درصد رسیده و حدود 1.3 میلیون تن میباشد اگر خودروی فسیلی تولید میشد تقاضا مس سالیانه 900 هزار تن کمتر بود.
حوزه دوم، انرژیهای تجدیدپذیر است. توربینهای بادی، پنلهای خورشیدی و سیستمهای ذخیرهسازی انرژی، همگی بهشدت به مس وابسته هستند. یک نیروگاه خورشیدی 5.5 تن به ازای هر مگاوات، نیروگاه بادی 1.6 تن به ازای هر مگاوات مس و ذخیره انرژی 9 تن به ازای هر مگاوات مس مصرف میکند. سرمایهگذاری در این بخش در سالهای اخیر رشد تصاعدی داشته برای مثال سرمایهگذاری در انرژی خورشیدی از 142 میلیارد دلار در سال 2015 به 441 میلیارد دلار در سال 2025 رسیده است و سرمایهگذاری در انرژی بادی از 143 میلیارد دلار به 242 میلیارد دلار رسیده است و این روند تا سالهای آینده ادامه خواهد داشت.
و نهایتاً، سومین حوزه که شاید کمتر به آن توجه شود، گسترش مراکز داده و هوش مصنوعی است. این مراکز برای تأمین برق، سیستمهای خنککننده و شبکههای ارتباطی، به مقادیر بسیار زیادی مس نیاز دارند. پیشبینی میشود مصرف مس در این بخش تا سال ۲۰۵۰ شش برابر شود.
در یک جمعبندی کلی، میتوانم بگویم که بدون مس، تحقق اهداف توافق پاریس و گذار به یک اقتصاد کمکربن عملاً غیرممکن است. مس، پلی است که جهان امروز را به آیندهای پاکتر و پایدارتر متصل میکند و به همین دلیل است که سرمایهگذاری در این صنعت، نهفقط یک فرصت اقتصادی، بلکه یک ضرورت راهبردی برای هر کشوری محسوب میشود.

