گروه اقتصاد و سرمایهگذاری** دکتر محمدجواد بناءزاده، تحلیلگر برجسته بازارهای مالی و مهندسی مالی، در گفتوگویی تخصصی به بررسی جایگاه مدیریت ریسک در هلدینگها و شرکتهای سرمایهگذاری پرداخت و با تشریح شش دسته اصلی ریسکهای اقتصادی کشور، تأکید کرد که در شرایط کنونی، مدیریت ریسک نه یک اقدام تشریفاتی، بلکه یک ضرورت راهبردی برای بقا و رشد بنگاههای اقتصادی است.
وی با اشاره به آمارهای بانک مرکزی، اظهار داشت: پایه پولی ۶۱.۵ درصد افزایش یافته و نقدینگی با رشد ۵۳.۳ درصدی به ۱۵۵,۸۱۲ هزار میلیارد ریال رسیده است. این در حالی است که نرخ تورم در اردیبهشتماه حدود ۵۴ درصد گزارش شده و نرخ رشد اقتصادی ایران در سال ۲۰۲۵ به منفی ۱.۵ درصد رسیده و صندوق بینالمللی پول برای سال ۲۰۲۶ رشد منفی ۶.۱ درصد را پیشبینی کرده است. دکتر بناءزاده این ترکیب را «رکود تورمی» توصیف کرد و هشدار داد: تورم مزمن اعتماد به ارز ملی را از بین خواهد برد و در صورت تداوم، اقتصاد ایران را شبیه به اقتصاد ونزوئلا خواهد کرد.
تحلیلگر بازارهای مالی در ادامه به شاخص فساد ادراک شده (۲۳ از ۱۰۰) و رتبه ۱۵۳ ایران در میان ۱۸۲ کشور اشاره کرد و گفت: سرمایه اجتماعی پایین، امکان هرگونه اصلاحات اقتصادی را از دولت سلب کرده و مهاجرت نخبگان از دانشجو تا استاد دانشگاه، به فرار مغزها و خروج سرمایههای انسانی ارزشمند دامن زده است. با این حال، وی نسل جدید با فرهنگ کارآفرینی بالاتر را تنها نقطه امید دانست و افزود: این روند برای تأثیرگذاری نیاز به زمان دارد.
منشور ریسک تا اشتهای ریسک؛ گامهای عملیاتی برای مدیریت ریسک در بنگاههای اقتصادی
دکتر بناءزاده در پاسخ به سؤال درباره نحوه مدیریت ریسک در شرکتهای سرمایهگذاری و هلدینگها، مراحل عملیاتی این فرآیند را تشریح کرد و گفت: نخستین و بنیادیترین گام، تدوین منشور کمیته ریسک به عنوان قانون اساسی حکمرانی ریسک است. گام بعدی، انتخاب چارچوب مدیریت ریسک است که بانکها معمولاً به سراغ استانداردهای بازل میروند، در حالی که شرکتهای سرمایهگذاری و هلدینگها از ایزو ۳۱۰۰۰ یا مدل کوزو ۲۰۱۷ استفاده میکنند.
وی با تأکید بر انعطافپذیری در انتخاب چارچوب، تصریح کرد: در دنیای حرفهای، ما درگیر دوگانههای خشک نیستیم. سازمانها میتوانند از هر دو چارچوب ایزو و کوزو الهام بگیرند و مدلی متناسب با نیازهای خاص خود سفارشیسازی کنند. این انعطافپذیری، رمز موفقیت است، نه پایبندی کورکورانه به یک استاندارد خاص.
تحلیلگر بازارهای مالی، گام سوم را تدوین «اشتهای ریسک» دانست و خاطرنشان کرد: متأسفانه این گام اغلب مغفول میماند. اشتهای ریسک به زبان ساده یعنی مشخص کنیم در راستای تحقق اهداف راهبردی، حاضریم چقدر ریسک بپذیریم. اگر اشتهای ریسک را محافظهکارانه تدوین کنیم، فرصتها را از دست میدهیم و اگر بیش از حد جسورانه عمل کنیم، ممکن است دچار مخاطره شویم. به گفته وی، پس از آن، نوبت به محاسبه شاخصهای ریسک و تدوین فهرست جامعی از ریسکها میرسد و در نهایت، برای ریسکهای غیرقابلپذیرش، پاسخهای عملیاتی شامل کاهش، اجتناب یا انتقال ریسک طراحی میشود.
دکتر بناءزاده در پایان این بخش تأکید کرد: مدیریت ریسک در دنیای واقعی، فرایندی پویا و بازخوردپذیر است و هرگز به صورت خطی و ترتیبی طی نمیشود.
جایگاه نامناسب مدیریت ریسک در نهادهای مالی ایران / از اقدامات فرمگونه تا کمبود نیروی متخصص
وی در ادامه به ارزیابی جایگاه مدیریت ریسک در نهادهای مالی ایران پرداخت و با انتقاد از رویکرد غالب، اظهار داشت: متأسفانه سیاستگذاران و حتی بسیاری از مدیران ارشد سازمانها، آنطور که شایسته است به مدیریت ریسک بهعنوان یک ابزار راهبردی نگاه نکردهاند. گاهی مدیران سنتی به ریسک به مثابه ترمز خودرو مینگرند که سرعت رشد سازمان را کم میکند، در حالی که واقعیت این است که ترمز، نه مانع حرکت، که شرط ضروری حرکتِ مطمئن و پایدار است.
دکتر بناءزاده با اشاره به اقدامات فرمگونه و حداقلی در بسیاری از سازمانها، تصریح کرد: اغلب به تدوین یک منشور برای کمیته ریسک یا برگزاری جلسات صوری بسنده شده است، در حالی که مدیریت ریسکِ واقعی به نظامنامههای عملیاتی، شاخصهای پویا و فرهنگسازی در کل سازمان نیاز دارد. وی همچنین به نارسایی نظام آموزشی کشور در این حوزه اشاره کرد و گفت: دانشگاههای ما نتوانستهاند کارشناسان ریسک را در سطح بینالمللی پرورش دهند. رشتههای مدیریت تقریباً کاملاً ریسک را نادیده میگیرند و رشته مالی نیز بیش از حد بر ریسکهای مالی تأکید دارد.
با این حال، وی از نسل جدید فارغالتحصیلان دانشگاههای ممتاز با علاقه به مباحث کمی و مدلهای پیشرفته، ابراز امیدواری کرد و گفت: این نسل میتواند بنیان مدیریت ریسکِ علمی را در ایران بسازد، هرچند باید به مباحثی مانند استراتژی، تفکر سیستمی، منابع انسانی و مقررات نیز اهتمام ویژهای داشته باشند.
چهار ضعف عمده شرکتها در مدیریت ریسک / از نگاه تاریخی تا تمرکز افراطی بر ریسکهای مالی
دکتر بناءزاده در تشریح مهمترین ضعفهای شرکتها در حوزه مدیریت ریسک، چهار چالش اساسی را برشمرد و گفت: ضعف اول، رویکرد تاریخی است که در آن مدیریت ریسک بهجای یک نیاز راهبردی، یک اجبار نظارتی تلقی شده است. ضعف دوم، تمرکزگرایی افراطی است که در آن تصور میشود مدیریت ریسک صرفاً وظیفه یک واحد خاص است، در حالی که این کارویژه تمامی واحدهای سازمانی از سرمایهگذاری و منابع انسانی تا اعتبارات و عملیات است.
وی ضعف سوم را گسست میان ریسک و استراتژی دانست و افزود: ریسک در واقع همان رویدادهایی است که سازمان را از دستیابی به اهداف راهبردی خود باز میدارد، اما متأسفانه در بسیاری از شرکتها، مدیریت ریسک بهعنوان یک فعالیت جداگانه و حاشیهای دیده میشود. دکتر بناءزاده ضعف چهارم را تمرکز بیشازحد بر ریسکهای مالی عنوان کرد و گفت: نهادهای مالی ما اغلب تمام توان خود را معطوف به سنجش ریسک بازار و ریسک اعتباری میکنند و از سایر طبقات ریسک مانند ریسک نقدینگی، عملیاتی، استراتژیک، کسبوکار، شهرت، و حقوقی و قانونگذاری غافل میمانند.
وی در پایان تأکید کرد: نگاه صحیح، ارتقای نگرش از «مدیریت ریسک مالی» به «مدیریت ریسک سازمانی» است تا تمامی ابعاد تهدیدات و فرصتها پوشش داده شود و خوشبین هستم که با ورود نسل جدید و افزایش آگاهی، در سالهای آینده شاهد نهادینهشدن این فرهنگ در بنگاههای اقتصادی کشور باشیم.
