محمدرضا زهرهوندی، رئیس کمیسیون صنعت و معدن اتاق تهران معتقد است بنگاهها زمانی میتوانند تولید رقابتپذیر ارائه کنند که علاوه بر تامین بازار داخل، در بازارهای صادراتی نیز سهمی دست و پا کنند. به گفته او، صنایع کوچک در ایران بیشتر روی بازارهای داخلی و محلی تکیه دارند و به طور طبیعی هر چالشی که در بازار داخلی ایجاد شود، بنگاههای کوچک را نیز تحت تاثیر قرار میدهد.
رئیس کمیسیون صنعت و معدن اتاق بازرگانی تهران سهم بالای اشتغال، ارزش افزوده و انعطافپذیری را از مزایای صنایع کوچک در ایران برشمرد و همچنین به این نکته اشاره کرد که عمده مسایل این بنگاهها در تامین مالی و تامین مواد اولیه خلاصه میشود.
محمدرضا زهرهوندی در آستانه روز «حمایت از صنایع کوچک» به تشریح وضعیت این صنایع در ایران پرداخت و گفت: بر اساس تعاریفی که در ایران ارائه شده، بنگاههایی که تعداد کارکنان آنها کمتر از۵۰ نفر باشد به عنوان بنگاههای کوچک تلقی میشوند. بنگاههایی که نیروی انسانی آنها حدود ۵۰ تا۱۰۰ نفر است، بنگاه متوسط و اشتغال بیش از این میزان، بنگاه را در زمره بنگاههای بزرگ قرار میدهد.
او سپس به مزیتهای بنگاههای کوچک در اقتصاد ایران اشاره کرد و گفت: از مزایای این واحدهای صنعتی آن است که سهم بالایی در اشتغال داشته و اگر چه سهم کوچکی از اقتصاد ایران را دارا هستند اما به نسبت صنایع بزرگ ارزش افزوده بیشتری تولید میکنند. این صنایع، همچنین انعطافپذیری بالایی داشته و یک واحد صنعتی کوچک میتواند برای چندین واحد صنعتی متوسط یا بزرگ محصول تولید کند. از دیگر مزایای این واحدها، تربیت نیروی انسانی ماهر و نیمهماهر است که این نیروها در صنایع متوسط و بزرگ قابلیت استفاده دارند.
او با بیان اینکه حدود ۱۰ درصد صادرات صنعتی ایران توسط این بنگاههای کوچک انجام میگیرد، ادامه داد: عمده مشکلات صنایع کوچک در تامین مالی خلاصه میشود؛ صنایع کوچک به نسبت صنایع بزرگ از سازوکارهای منظم مالی و شفافیت کمتری برخوردار هستند. این شرکتها به دلیل آنکه از ساختار شرکتهای سهامی عام بهرهمند نیستند، امکان تامین مالی از بورس و فرابورس برایشان میسر نیست. عمده منابع مالی آنها از طریق بانکها تامین میشود و البته بانکها نیز وثایق سنگینی از بنگاههای کوچک مطالبه میکنند که اگر بنگاهها قادر بودند چنین وثایق سنگینی را تامین کنند، شاید نیازی به منابع بانکها نداشتند. در واقع، ارائه سند ملکی و گرو گذاشتن آن در شرایطی که اغلب در املاک اجارهای مشغول فعالیت هستند، مشکلساز است.
به گزارش روابط عمومیاتاق تهران، زهرهوندی ادامه داد: از دیگر مشکلات بنگاههای کوچک محدود بودن بازار است. بنگاهها زمانی میتوانند تولید رقابتپذیر ارائه کنند که علاوه بر تامین بازار داخل، در بازارهای صادراتی نیز سهمی دست و پا کنند. اما صنایع کوچک در ایران، بیشتر روی بازارهای داخلی و محلی تکیه دارد و به طور طبیعی هر چالشی که در بازار داخلی ایجاد میشود، بنگاههای کوچک را نیز تحت تاثیر قرار میدهد.
او با بیان اینکه بنگاههای کوچک، از مشکلات مدیریتی نیز رنج میبرند، توضیح داد: یک مدیر در بنگاه کوچک، باید به تامین مواد اولیه توجه کند، تولید را حفظ کرده و همچنین بازاریابی و صادرات را نیز مدیریت کند. حال آنکه، تامین مواد اولیه به تنهایی چالش بزرگی برای مدیر بنگاه خواهد بود. چرا که بنگاههای بزرگ مواد اولیه را در اختیار شرکتها و افرادی قرار میدهند که تمکن مالی بالایی دارند و زمانی که این افراد مواد اولیه را در بازار به فروش میرسانند از ارائه فاکتور رسمی امتناع میکنند. در این صورت، بنگاههایی که ناگزیر به تامین مواد اولیه از بازار هستند با سازمان امور مالیاتی دچار مشکل شده و همیشه مالیات آنها علیالراس میشود.
زهرهوندی شیوع ویروس کرونا را نیز از چالشهای جدید بنگاهها عنوان کرد و گفت: بنگاههای اقتصادی از اواسط اسفند سال گذشته به دلیل شیوع بیماری، تقریبا دست از کار کشیدند و فعالیت آنها از فروردین و اردیبهشت ماه سال جاری آغاز شد. اما این بازگشایی به گونهای نبود که آنها بتوانند با ظرفیت اسمی خود فعالیت کنند و قرارداد کارکنانشان اکثرا به پایان رسیده بود. از این رو، آنها برای تمدید قراردادها دست نگاه داشتند تا ببینند شرایط چگونه پیش میرود. در واقع اکثر شرکتها برای کاهش هزینهها با نیروی انسانی کمتری سال ۱۳۹۹ را آغاز کردند و هنوز فعالیت جدی خود را آغاز نکرده بودند که پیک دوم کرونا شروع شد. اکنون بخش عمدهای از بنگاهها با نصف یا یکسوم ظرفیت سالهای گذشته خود فعالیت میکنند. بنابراین میتوان انتظار داشت که تولیدات آنها نیز به همین نسبت کاهش پیدا کند.
او ادامه داد: در دیگر کشورها، برای آنکه صنایع کوچک بتوانند از منابع مالی بانکها استفاده کنند، صندوقهای ضمانت سرمایهگذاری بنگاههای کوچک تاسیس شده است. در ایران نیز این صندوق تاسیس شده و مشکل آن این است که ظرفیتها و خدمات آن برای فعالان صنعتی ناشناخته است. نقش این صندوقها آن است که به عنوانی نهادی واسط میان بانکها و صنعتگران قرار میگیرد و رابطه تعریف شدهای میان طرفین برقرار میکند؛ به طوری که هم بانکها نسبت به ارائه تسهیلات اقدام کرده و هم تسهیلاتگیرندگان در موعد مقرر تسهیلات دریافتی خود را پرداخت کنند.
او با بیان اینکه عمده مشکلات بنگاههای کوچک در تامین مواد اولیه و تامین مالی خلاصه میشود، گفت: باید راهکاری برای سهولت تامین مالی بنگاههای کوچک از بانکها اندیشیده شود و در عین حال برای رفع چالش تامین مواد اولیه، بنگاههای بزرگ فروش اعتباری مواد اولیه به بنگاههای کوچک را در دستور کار قرار دهند.